فرقه وهابیت از کجا نشأت گرفت؟ - دیوانه دل
سفارش تبلیغ
صبا
دیوانه دل

وهابیت از کجا نشأت گرفت؟

جمعه 88 تیر 19 ساعت 4:55 عصر

بسم رب الشهداء و الصدیقین
السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة، فاطمة الزهراء

فرقه ضاله و گمراه  وهابیت  یکی از مهمترین عاملان تفرقه بین فرق مختلف مسلمانان است. پیروان این فرقه با تلاش در جذب جوانان مسلمان اعم از سنی و شیعه، سعی در نابودی مسمانان به دست یکدیگر دارند و از طرف دیگر با خشنود کردن سران استعمار و صهیونیست پاداش خود را از دشمنان دین اسلام دریافت می کنند.

این روزها فعالیت وهابیون برای تفرقه افکنی بین مسلمانان بیش از پیش است.

جوانان مسلمان از هر فرقه ای که هستند و هر ملیتی که دارند باید هوشیار باشند و باید مواظب باشند که در جهت رسیدن به اهداف وهابیون، ناخواسته به آنها کمک نکنند. تفرقه افکنی بین سنی و شیعه و نابودی آنها به دست یکدیگر بزرگترین برنامه وهابیت است و مهمترین و برترین هدفشان هم نابودی دین اسلام و کمرنگ کردن نام مبارک پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) و گوشه گیر کردن کتاب آسمانی قرآن کریم است.

 
وهابیت از کجا نشأت می گیرد؟

محمد بن عبدالوهاب در سال 1111 ه.ق متولد شد و در سال 1206  ه.ق از دنیا رفت. دوران کودکی را در شهر خود ((عیینه)) در حجاز و به ویژه نجد سپری کرد. بعد از مدتی وارد حوزه علمیه حنبلی شد و نزد علمای ((عیینه)) به فراگیری علوم پرداخت. برای تکمیل دروس خود، وارد مدینه منوره شد. بعد از آن شروع به مسافرت به کشورهای اسلامی نمود؛ چهار سال در بصره و پنج سال در بغداد اقامت نمود. و به ایران نیز مسافرد کرد؛ در کردستان یک سال و در همدان دوسال ماند. آن گاه سفری به اصفهان و قم نمود و بعد از فراگیری فلسفه و تصوف، به کشور خود، حجاز بازگشت. بعد از هشت ماه که در خانه خود اعتکاف نموده بود، بیرون آمد و دعوت خود را آغاز نمود.

با پدرش به شهر ((حریمله )) هشجرت کرد ، و تا وفات پدر در آنجا ماند؛ در حالی که پدرش از او راضی نبود.

از آنجا که محمد بن عبدالوهاب، عقاید خرافی خود را که بر خلاف عامه مسلمانان بود و در حقیقت همان عقاید ابن تیمیه بود منتشر می ساخت، بعد از فوت پدرش خواستند او را بکشند که به شهر خود ((عیینه)) فرار کرد

قرار شد امیر شهر؛ عثمان بن معمر، او را یاری کند تا بتواند افکار و عقایدش را در جزیره العرب منتشر سازد. و برای تأکید این میثاق، امیر عیینه خواهرش جوهره را به نکاح محمد بن عبدالوهاب درآورد. لکن این میثاق و ازدواج دوام نیاورد. به همین دلیل از ترس این که امیر او را ترور کند به ((درعیه)) شهر مسیلمه کذاب، فرار کرد.

از همان موقع که در که در ((عیینه)) بود به کمک امیر شهر در صدد اجرای عقاید و افکار خود بر آمد و قبر زید بن خطاب را خراب نمود و این امر منجر به فتنه و آشوب شد . در ((درعیه)) نیز با محمد بن سعود ـ جد آل سعود ـ که امیر آن شهر بود، ملاقات کرد. قرار شد محمد بن سعود هم او را یاری کند و در عوض، او نیز حکومتش را تأیید نماید.

محمد بن سعود نیز به جهت تأیید این میثاق، یکی از دختران خود را به نکاح او در آورد. اولین کار او این بود که حکم به کفر و شرک و ترورد امیر ((عیینه)) داد و سپس آل سعود را برای حمله به (( عیینه)) تشویق کرد. در اثر آن حمله تعداد زیادی کشته، خانه هایشان غارت و ویران شد و به نوامیس شان هم تجاوز نمودند. این گونه بود که وهابیان حرکت خود را به اسم نصرت و یاری توحید و محاربه با بدعت و شرک و مظاهر آن شروع کردند.

محمد بن عبدالوهاب همه مسلمانان را، بدون استثنا، تکفیر می نمود؛ به اتهام این که آنان متوسل به پیامبر اسلام می شوند و بر قبور اولیای خود گنبد و بارگاه می سازندو به قصد زیارت قبور سفر می کنند و از اولیا طلب شفاعت می کنندو ... .

پس از پیروزی بر (( عیینه )) به سرزمین های دیگر لشکر کشی کرده و به بهانه گشترش توحید و نفی ((بدعت))، ((شرک)) و مظاهر آن، از میان مسلمین به سرزمین نجد و اطراف آن، مثل یمن و حجاز و نواحی سوریه و عراق، حمله ور شدند، و هر شهری که عقاید آنان را قبول نمی کرد غارت کرده، افرادش را به خاک و خون می کشیدند.

پس از ورود به قریه ((فصول)) از حوالی أحسا و عرضه کردن عقاید خود، مردم با آنان بیعت نکردند، در نتیجه سیصد نفر از مردان  قریه را کشته، اموال و ثروت آنان را به غارت بردند.

وهابیان با این افکار خشن باعث ایجاد اختلاف و تشتت و در گیری میان مسلمین شدند و استعمار را خشنود نمودند. تا جایی که ((لورد کورزون)) در توصیف شریعت وهابیت می گوید: (( این دین عالی ترین و پر بهاترین دینی است که برای مردم به ارمغان آورده شده است)) .

با این که محمد بن عبدالوهاب از دنیا رفته است ولی مستشرقین و استعمارگران دائما در صدد دفاع از افکار او هستند، تا جایی که مستشرق یهودی ((جولد تسهیر)) او را پیامبر حجاز خوانده و مردم را به متابعت از افکار او تحریک می نماید.


سرکرده این فرقه خرافی، فردی جنایتکار و خرافاتی بوده است. و قدرت خود را از همان ابتدا با ریختن خون بی گناهان به دست آورده است.

بر ما جوانان ایرانی واجب است که در شناساندن این فرقه به جامعه خود، گام برداریم و آگاهی های لازم را به همه هموطنانمان اعم از شیعه و سنی از طریق رسانه ها و اینترنت در جامعه منتشر سازیم . وگرنه باز هم شاهد حوادث تروریستی چون انفجار حسینیه رهپویان وصال شیراز یا انفجار تروریستی مسجد جامع امیرالمؤ منین شهر زاهدان، خواهیم بود.
و موفق بودن در این کار هم مانند هر کار دیگری نیاز به برنامه ریزی و کار سازماندهی شده دارد.

یا علی ع مدد

 



نوشته شده توسط : در آرزوی شهادت : دلارام | نظر شما [ نظر]


لیست کل یادداشت های این وبلاگ

شهادت را امیدی بود روزی...
[عناوین آرشیوشده]