دوکوهه - دیوانه دل
سفارش تبلیغ
صبا
دیوانه دل

دوکوهه دلتنگ توام.

چهارشنبه 88 اردیبهشت 23 ساعت 4:36 عصر

بسم رب الشهداء و الصدیقین

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة، فاطمة الزهراء

دوکوهه خاک تو آرامم می کند.

دوکوهه وقتی که قدم روی خاکت می گذارم تمامی فکرها و غصه ها و مشکلانم را قراموش می کنم.

دوکوهه هوای تو چرا با هوای بقیه مکان ها متفاوت است؟

دوکوهه هوای تو مرا هوایی می کند.

دوکوهه دلم بی قرار و بی تاب توست، دلم گرمای زمین و سرخی آسمانت را می خواهد.

دوکوهه دلم به گرمای تو گرم است.خدا گواه است که قلبم برای ملاقاتی دوباره می تپد.

دوکوهه خوشابه حالت که همسایه حسینیه گردان تخریبی..

دوکوهه هنوز دو ماه بیشتر از جدایی ما نگذشته است و من این چنین بی قرار شبهای رویایی ات شده ام، چگونه ده ماه دیگر تاب بیاورم؟!

دوکوهه....دوکوهه....دوکوهه....بردن نامت هم آرامش بخش من است.

دوکوهه دلتنگ حسینیه حاج محمد ابراهیم همت هستم. تو بگو او محمد بود یا ابراهیم یا همت؟

دوکوهه یاد آخرین شب جمعه سال دیوانه ام کرده است. تو بگو زائرانت در ماه های دیگر چه کسانی هستند؟ بگو تا دست به دامانشان شوم.

دوکوهه خاک تو مرا به سمت خود می کشد، ای قطعه جدا ساخته خدا..

ای خاک پاک.. ای معبر آسمان.. ای قلب تپنده جبهه..

 قلبم به یادت می زند...السلام ای خانه عشق..

یا فاطمه (س)



  • کلمات کلیدی : دوکوهه
  • نوشته شده توسط : در آرزوی شهادت : دلارام | نظر شما [ نظر]


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    شهادت را امیدی بود روزی...
    [عناوین آرشیوشده]