گردهماییی وبلاگ نویسان مذهبی - دیوانه دل
سفارش تبلیغ
صبا
دیوانه دل

بسم الله الرحمن الرحیم

ساعت 3 وارد سالن همایش شدم.

دیدم که 5 تا از آقایون پشت یک میز نشسته بودند بالا روی سن ویکی هم به عنوان مجری پشت تریبون ایستاده بود.

4 تا شون خیلی کم سن و سال بودند که گفتند اینها کسانی هستند که اصل طرح رو دادند و به اصطلاح هیات موسس بودند.

اگر چه از نظر اصل بحث یعنی معرفی مجمع به طور کامل مجلس چندان پرباری نبود اما در همین حد که تبادل نظری بین بچه های مثبت اکثرا حزب اللهی شد خیلی جالب و قابل تامل بود.

هر سوالی رو که بچه ها می پرسیدند 50% جواب به این ارجاع داده می شد که برید مرامنامه مجمع رو بخونید!

ما هم سوال داشتیم خوب، اما نپرسیدیم به دلیل اینکه جواب سوالم این بود که برم اساسنامه و مرامنامه مجمع رو که توی سایت هست بخونم  

حالا سایت اونجا کجا بود اطلاع ندارم!


قرار شد در ماه آتی انتخاباتی برای تعیین اعضای هیات مدیره مجمع انجام شود و برای نامزدی در این انتخابات به سایت مجمع مراجعه بفرمایید.

در حاشیه

آقای شیرازی مدیر محترم سرور بلاگفا اعتراض کردند که چرا همش از سرور پارسی بلاگ تعریف میکنید و آقای فخری رو بیشتر از بقیه آقایون تحویل گرفتید.

آقای ابوترابی مسوول محترم سرور پرشن بلاگ طرفای ساعت 4 وارد جلسه شدند و حضار با صلواتی به ایشون خیر مقدم گقتند.

آقای منتظر که بزرگ جلسه بودند با لباس رزم و مسلح وارد شده بودند و تاکید کردند که اگه کسی بخواد غیر خودی بازی در بیاره عینک خودشون رو می شکنند البته شیشه اش رو فقط

یکی از برادرها سوالی پرسیدند که به اشتباه لپی در متن سوال از کلمه (توهم توطیه) استفاده فرمودند که همونجا در جا ،توسط بزرگواران، ایشون به شدت سرکوب شدند و چند نوع برچسب به ایشون چسبانده شد اما ایشون هم کم نگداشتند و مقابل به مثل فرمودند.

و خلاصه ساعتی چند از ما خنده و از آقایون دعوا بود

و البته خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است!

سوال ایشون یک قسمتش سوال بنده هم بود و خواستم که با تاکید بیشتری سوال رو بپرسم اما دیدم که اوضاع پسه! و فایده نداره،کار به جایی کشید که وبلاگ هاشون رو به رخ هم کشیدند و باز در آخر تاکید کردند که بعد از مراسم منتظر می مانند برای ادامه بحث.

سوالم این بود که به جز حالا خوندن اساسنامه ،شفاها توضیح بدهند که این مجمع زیر نظر چه شخص یا اشخاصی است که قابل اعتماد تر باشند و تعهد بدهند در قبال بعضی مسایل به خصوص برای خانم ها این مساله مهم تره و اینکه اصلا تعریف اعضای موسس و پیشنهاد دهنده از وبلاگ نویس مسلمان چیه که تعریف خاص و کامل و جامعی ارایه داده نشد.

ولی به هر حال ما این صنف از دوستان رو به دلایل ایمانی قبول داریم  و جلو می ریم با مجمع تا انشالله به آن چه که باید باشد برسیم ، اگر چه در این اول راه خیلی کاستی ها بود حتی از نظر معرفی اولیه مجمع.(میدونم الان میخونم دوباره مرامنامه رو! )

عرض کردم در اول متن که کم سن و سال ،اما خدایی خوب قضاوت کنیم، همون آقای کم سن (که یک بار هم میکروفن اشتباها توی چشمشون رفت) بهتر از بزرگترهاشون مجلس رو اداره می کردند و جواب هاشون هم بهتر بود.

یکی از خواهران هم در بین دعوا بر لزوم جنگ اینترنتی که آقای منتظر فرموده بودند تاکید کردند و بعد اون برادرمون که توطیه می خواست بکنه! با خواهرمون هم درگیر شدند و با کنایه گفتند  که خیلی ممنون که به من یاد دادید چی کار باید بکنم و گفتید که در نت چه خبره!

اون خانم هم رشتشون رو گفتند و گفتند دانشگاه سراسری می خونند و اینجا بود که اسم و رسم به دردت می خوره توی دعوا یرای رجز خوندن دیگه !

من خواستم بگم چرا باید جنگ مستقیم اینترنتی بکنیم که برامون هم درگیری ایجاد بشود و هم خیلی از وقتمان هم صرف دعواهای اینترنتی بشود ،ما باید غیر مستقیم وارد جنگ بشیم تا سریعتر و کامل تر به اهدافمون دست پیدا کنیم.

اما خوبــــــــــــــــــ ،نگفتم چون که دیدم دیگه فایده ای نداره و فعلا حضار سنگر گرفتنه اندو چند نفری هم وارد جنگ های چریکی شده اند.

تبصره:در جلسه بعدی اولا از حضور افراد بزرگتری هم در پشت میز استفاده شود،دوما لطفا جبهه گیری نکنید. همه وبلاگ نویس های حاضر در جلسه مسلمان هستند و قرار است در یک زمینه واحد و با یک دشمن واحد مبارزه کنیم و البته آن طرز برخورد فقط به خاطر پرسیدن سوال و آن رجز خوانی و تعریف از خود کردن ها و بد صحبت کردن ها اصلا شایسته بچه های مومن مذهبی استشهادی با خدای خدا ترس نیست...

 

البته راستیاتش این ها همه  از یک ساعت هم کمی کمتر وقت گرفت و در کل مجلس خوب و دوستانه ای بود.اول مجلس هم که از شهدا و جبهه و خاطرات جبهه و غیره صحبت شده بود که بنده سعادت حضور نداشتم.

ازخوبی هاش هم این بود که با دوستان جدیدی آشنا شدیم .

و انشالله که مجمع در اهداف خود که مهم هم هست و مورد تایید موفق باشد .

اصل مطالب گفته شده رو هم نمیگم چون خودتون باید تشریف می آوردید و من فقط مسایل در حاشیه رو نوشتم همونطور که گفته بودم.

از چند خبرگزاری هم تشریف آورده بودند و در آخر اسامی سرور ها به ترتیب حروف الفبا خوانده شد و از تشریف فرمایی مسوولین تشکر شد.

فقط از آقایون پذیرایی کردند و پذیراییشون از خانم ها نامرتب بود.(چون اولین جلسه بود می بخشیم!)

لطفا نگید چرا این ها رو نوشتی ،خوب جلسه مجمع باید بهتر و جامع تر و با سطحی برتر برگزار شود .

انشالله در آینده

یا علی حیـــــــــــــــــــــدر ع مددی

 



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط : در آرزوی شهادت : دلارام | نظر شما [ نظر]


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    شهادت را امیدی بود روزی...
    [عناوین آرشیوشده]