زندگی به سبک دیوانگان - دیوانه دل
سفارش تبلیغ
صبا
دیوانه دل

زندگی به سبک دیوانگان

جمعه 87 اسفند 23 ساعت 8:31 عصر

بسم رب الشهداء و الصدیقین

نوشته ای متفاوت با تعریف این وبلاگ.

 

 

زندگی به سبک دیوانگان

و عشق به معشوق است که می تواند در وجود غوغایی به پا کند.

سرمشق هایی دارد برای آنکه خود را پیدا کنی و به اعماق وجودت پی ببری.

پس از آنکه ذره ای عشق خالص در دل پیدا شد، صحرای وجود به دریایی تبدیل خواهد شد و درون را متلاطم خواهد نمود.

از آنجاست که تحولی در زندگی پدید می آید.

آری، عشق است که سرمنشاء پرستشی دیوانه وار می شود.

در آن زمان که محو قدرتش شوی از خود بی خود خواهی شد و زندگی به سبک دیوانگان را آغاز خواهی کرد.

زندگی به سبک دیوانگان چیست؟

همان است که هر جا بروی به دیوانگیت پی خواهند برد.

همان است که از هر دوستی و آشنایی در تایید دیوانگیت، گاهی کلمات معناداری می شنوی.

زندگی به سبک دیوانگان، همان است که شب را در حال مناجات به خواب روی و صبح طوری چشم گشایی که هنوز خود را در حال مناجات می یابی.

مناجات دیوانگان با مناجات عاقلان فرق دارد.

دیوانه نه خود می داند چه می خواهد و نه نجوایش قابل فهم است.

خلاصه کنم که تمام لحظه ها و لحظه هایت، پر از یاد او می شود.

اگرچه معبود را در دوردست ها می بینی و می دانی که هرگز به او دست نخواهی یافت ولی همواره آرزو و امید داری که لحظه ای به تو نظر کند.

سوختن و ساختن که می گویند همین است.

می سوزی و نمی دانم می سازی یا نخواهی توانست...

زندگی به سبک دیوانگان گاهی هستی را بر تو تنگ خواهد کرد.و بدان که دیوانه ها در لحظه وصل عاقل ترینند.

دیوانه برای آنسوی هستی لحظه شماری می کند.زندگی دیوانه به لحظه ها بند است.

زندگی دیوانه با زندگی همه مردمان فرق اساسی دارد.

به آنچه دیگران نمی اندیشند، می اندیشد.در دنیایی، سوای دنیای عاقلان به سر می برد.

برای جمع عاقلان قابل درک نیست و هرگز قابل درک نیست و جالب آنکه خود با چشمانی پر از تعجب به عاقلان و زندگیشان می نگرد.

کسی نیست بگوید آخر دیوانه، تو از عقل بهره ای نداری...

و الا زندگی آن است که عاقلان می کنند...

دیوانه جز به معبود نمی اندیشد و جالب آنکه فقط و فقط می اندیشد.

می اندیشد...

 

ریز نوشت:

بالاخره پس  از التماس کردن ها و این در و آن در زدن های مکرر و پاشنه در از جا درآوردن ها به حضور پذیرفتنمان.

شلمچه،فکه،طلاییه،اهواز،آبادان،خرمشهر،دوکوهه،سنگر،خاکریز،جبهه،قناسه،کلاه آهنی،چادر،چفیه،شهید،شهادت،خون،سر،جسم،جان،زیبایی های نهفته در خاک های متبرک...

شاید تا زمانی نه چندان دور خداحافظ..

یا فاطمه (س)

یا فاطمه س



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط : در آرزوی شهادت : دلارام | نظر شما [ نظر]


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    شهادت را امیدی بود روزی...
    [عناوین آرشیوشده]