بسم رب الشهداء
السلام عليک يا فاطمه الزهراء
دلتنگ توام يا سيدي يا حسين
عليک مني السلام
اي واي من جان بر لبم ،من وارث غم زينبم
گريه شده روز و شبم
ماندم در اين دنيا تک و تنها، بدون يار و کس
اي راس روي ني ، بگو تا کي، بمانم در قفس
صدها گله دارم به دل ،از اين پليدان اي خدا
بر روي ني رفته گلم ،خندان عدوي بي حيا
ميميرم از داغت اخا، من هستم و شام بلا
طفلان و سرهاي جدا، پيرم از اين دنيا بدون تو، زخود دل کنده ام
تنها به اميد نگاه تو حسين من زنده ام
برگو مگر عباس من،
من را نداند جان خود، اما به پيش محملم ،مي بندد او چشمان خود
من يادگار بوتراب، خون سرم گشته نقاب
واي از منو بزم شراب
آتش زده جانم، به سامانم ،نگاه دشمنان
طاقت ندارم تا ،ببينم من ،به دستش خيزران
قرآن من کو پيکرت
جانم فداي اين سرت
قربان قرآن خواندنت
قربان صوت حنجرت
يا سيدي و مولاي سلام بر تو يا حسين
اي که قلبم سراسر ، ملک و قلمرو عشق توست يا حسين
به عشق وجود تو زنده ام يا حسين
خدا را هزاران بار، خدا را هر لحظه، خدا را هر نفس شکر که حسين (ع) را آفريد و مرا با عشق حسين (ع) آشنا کرد.
اي ارباب کرم و معرفت و بزرگي حسين جان
اي سيدي که به هر که بنگري از خود بيخود شود و در درياي نگاهت تا ابد غرق شود حسين جان
گوشه چشمي يا حسين يا حسين يا حسين
فلعن الله امه قتلتک
فاسأل الله الذي اکرم مقامک و اکرمني بک أن يرزقني طلب ثارک مع امام مهدي (ع) من اهل بيت محمد صل الله عليه واله
يا حق ،يا علي ع